تبليغاتX
لنگه جوراب سوراخ
 
   
     
 
 
 


سلام دوستان یک بخش جدید رو از امروز شروع کردم به نام سنجش آی کیو حتما جواب بدید که جایزه داره

جدی جدی جایزه داره!




Solve it 

4 criminals are caught and are to be punished. The Judge allows them to be freed if they can solve a puzzle. If they do not, they will be hung. They agreed.



The 4 criminals are lined up on some steps (shown in picture). They are all facing in the same direction. A wall separates the fourth man from the other three.

So to summarize:-
Man 1 can see men 2 and 3.
Man 2 can see man 3.
Man 3 can see none of the others.
Man 4 can see none of the others.


The criminals are wearing hats. They are told that there are two white hats and two black hats. The men initially don't know what colour hat they are wearing. They are told to shout out the color of the hat that they are wearing as soon as they know for certain what colour it is.

They are not allowed to turn round or move.
They are not allowed to talk to each other.
They are not allowed to take their hats off.

Who is the first person to shout out and why




 

 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 
خوب بازم یک فیلم نسبتا جدید دیدم به کارگردانی گیلرمو دل تورو یعنی  HellBoy II  این فیلم بسیار جذاب و پر کشش بود و بسیار کاملتر و بهتر از قسمت اول.

البته من از دیدن فیلمهای Wanted و Hancock  بیشتر لذت بردم.

اگر مثل من از داستانهای تخیلی - شاه و پری و موجودات تخیلی و خصوصا سبک جنگ ستارگان و ارباب حلقه ها خوشتون میاد . درستترین کار دیدن این فیلمه!

ضمنا فیلم قبلی این کارگردان "هزارتوی پن" بود که برنده اسکار شد.














 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 




دیشب رفته بودم کنسرت شهرام ناظری که تنوع جالبی بود چون اولین بار بود که به کنسرت معروفی میرفتم
جدا از وضعیت بسیار نامناسب محل کنسرت (فضای باز کاخ نیاوران ) و هجوم تعداد بسیار زیادی حیوانات اهلی با بلیط مجانی لابلای انسانها
شهرام ناظری مثل همیشه عالی بود و بسیار تاثیر گذار بود
در پایان مراسم  "آتش در نیستان" رو اجرا کرد و عزت الله انتظامی هم روی سن آمد.

به یاد قدیما:

يک شب آتش در نيستاني فتاد

سوخت چون اشکي که بر جاني فتاد

سوخت چون اشکي که بر جاني فتاد

شعله تا سرگرم کار خويش شد

شعله تا سرگرم کار خويش شد

هر نيي شمع مزار خويش شد

هر نيي شمع مزار خويش شد

شعله تا سرگرم کار خويش شد

هر نيي شمع مزار خويش شد

هر نيي شمع مزار خويش شد

ني به آتش گفت:

ني به آتش گفت:

کين آشوب چيست؟

مر تو را زين سوختن مطلوب چيست؟

گفت آتش بي سبب نفروختم

گفت آتش بي سبب نفروختم

دعوي بي معنيت را سوختم

گفت آتش بي سبب نفروختم

گفت آتش بي سبب نفروختم

دعوي بي معنيت را سوختم

سوختم

زانکه مي گفتي نيم با صد نمود

زانکه مي گفتي نيم با صد نمود

همچنان در بند خود بودي که بود

همچنان در بند خود بودي که بود

مرد را دردي اگر باشد خوش است

درد بي دردي علاجش آتش است

درد بي دردي علاجش

آتش است

آتش است

سوخت چون اشکي که بر جاني فتاد.

 



 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 




زندگی چیست!

در واقع در طول سي سال گذشته هميشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگي را دريافت مي کنم به ياد ويلان مي افتم.

 ويلان پتي اف کارمند دبيرخانه اداره بود، از مال دنيا جز حقوق اندک کارمندي هيچ عايدي نداشت ويلان اول ماه که حقوق مي گرفت و جيبش پر مي شد، شروع مي کرد به حرف زدن .

روز اول ماه و هنگاميکه که از بانک به اداره برمي گشت به راحتي مي شد برآمدگي جيب سمت چپ اش را تشخيص داد که تمام حقوق اش را در آن چپانده بود. 

 ويلان از روزي که حقوق مي گرفت تا روز پانزدهم ماه که پول اش ته مي کشيد نيمي از ماه سيگار برگ ميکشيد و مست بود و سرخوش. 

 من يازده سال با ويلان همکار بودم. بعد ها شنيدم او سي سال آزگار به همين نحو گذران روزگار کرده است روز آخر که من ازاداره منتقل مي شدم، ويلان روي سکوي جلوي دبيرخانه نشسته بود و سيگار برگ مي کشيد. به سراغ اش رفتم تا از او خداحافظي کنم.

کنارش نشستم و بعد از کلي حرف مفت زدن عاقبت پرسيدم که چرا سعي نمي کندزندگي اش را سر و سامان بدهد تا از اين وضع نجات پيدا کند. 

 هيچ وقت يادم نمي رود، همين که سوال را پرسيدم به سمت من برگشت و با چهره اي متعجب آن هم تعجبي طبيعي و اصيل پرسيد: کدام وضع؟ 

بهت زده شدم. همين طور که به او زل زده بودم، بدون اين که حرکتي کنم ادامه دادم 

همين زندگي نصف اشرافي نصف گدايي.

ويلان با شنيدن اين جمله همان طور که زل زده بود به من ادامه داد

تا حالا سيگار برگ اصل کشيدي؟

 گفتم: نه 

گفت: تا حالا تاکسي دربست گرفتي ؟

 گفتم: نه 

 گفت: تا حالا با يه دختر خوشگل قرار گذاشتي؟ 

گفتم: نه 

 گفت: تا حالا غذاي فرانسوي  خوردي؟ 

 گفتم:نه 

 گفت: تا حالا يه هفته مسکو موندي خوش بگذروني؟
 گفتم: نه 

 گفت: خاک بر سرت، اصلاً تا حالا زندگي کردي؟ 

 گفتم: آره...نه...نمي دونم.

و ويلان همين طور نگاهم مي کرد، 

 نگاهي تحقير آميز و سنگين، به نظر حالا که خوب نگاهش مي کردم 

او مردي جذاب بودو سالم 

 به خودم که آمدم ويلان جلويم ايستاده بود و تاکسي رسيده بود. 

 ويلان سيگار برگي تعارفم کرد و بعد جمله اي را گفت که مسير زندگي ام را به کلي عوض کرد، ويلان پرسيد: «مي دوني تا کي زنده اي؟ 

 جواب دادم: نه 

ويلان گفت: پس

سعي کن دست کم نصف ماه رو زندگي کني


 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 

 واقعا دمت گرم  will smith  .

باور کنید تا وقتی این فیلم تموم نشده بود شک داشتم که ویل اسمیت با بازی تو یک فیلم تخیلی اکشن از نوع     super hero   از چشمم میوفته ...
ولی بازم با تمام قدرت نه تنها نقش آفرینی کرد بلکه تهیه کننده هم بود!

حتما حتما این فیلمو ببینید زودم ببینید حسابی آدمو سر حال میاره.!!
بازی ویل اسمیت انقدر منو تحت تاثیر قرار داد که اصلا نفهمیدم  چارلیز ترون هم داره بازی میکنه!

یک فیلم سوپر هیرو اما کاملا جدید و متفاوت و خوش ساخت در انتظار شما
.







 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 



شام آخر

 

لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرماني‌اش را پيدا كند.

روزي در يك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.

كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.

وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پر از رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم...!!!


"مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند."

                                                                               -پائولو كوئيلو



از ایمیل مارشال مدرن

 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 








وقتی سزاوار نیستم دوستم داشته باش چون اون وقت نیازمند ترم!



ضرب المثل چینی با کمی تغییر
از مجله DUDE



 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 



امروز تولد قدیمی ترین دوست منه که بهش تبریک میگم

علی جان امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشی تولدت مبارک.





 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 





In Bruges 2008


سلام دوستان گلم

 

اینبار در مورد آخرین فیلم با بازی Colin Farrell   (هنر پیشه DareDevil)  نظر میدم

فیلم In Bruges  یک فیلم جنایی با تم بازی کمدیه البته نکات جالب این فیلم بازی بسیار خوب تعداد محدود هنر پیشه موضوع جدید و دید روانشناسیه که همواره فیلم رو همراهی میکنه.

 

من نمیتونم بگم که همه از دیدن این فیلم خوشحال میشن اما به نظر من به یک بار دیدن حتما می ارزه.

 

جالبترین برای من طرز تفکر و حرف زدن کالین فارل در نقش آدم کش تازه کار بود.

 

 

لینک دانلود تورنت: اینجا







 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 





بسیاری از مردم شادی های کوچک را به امید خوشبختی های بزرگ از دست میدهند!



پرل-باک


من که اینکارو نمی کنم شما چی؟


 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
 




 

Eternal Sunshine of the Spotless Mind

 

 

اینبار در مورد یک فیلم نسبتا قدیمی با بازی Jim Carrey  کمدین قدرتمند هالی وود صحبت مبکنم.

فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind دارای موضوع بسیار جالبه و شما رو به شدت به فکر فرو میبره

و البته بازی جیم کری در هر شرایطی ارزش وقت گذاشتن رو داره.

 

پیام فیلم اینه : آیا میشه کسی رو که دوست داری فراموش کنی!

برنده اسکار 2005 در شاخه Original Screenplay

راستی تا یادم نرفته بازی خوب    کیت وینسلت   با موهای رنگ و وارنگ هم دیدنیست!


لینک دانلود تورنت:  Eternal Sunshine of the Spotless Mind


 





 
 
   |    نوشته شده توسط Leon
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور